قرار گذاشته بودم با دوستم، و چون زودتر رسیده بودم دم کافه منتظرش شدم.

یه آقای خیلی جنتلمن اومد کنارم پرسید شما ترکی بلد؟

فک کردم از آذری های ایرانه و گفتم که ترک نیستم.

بالاخره گفت که ترک ترکیه‌س و تهش گفت: چشمان و نگاه زیبا🥹

میخواستم بیشتر باهاش مصاحبت کنم که دوستم عین خروس بی محل سررسید. و هیچی. خدافظی کردم و رفتم.

و در کماااال تعجب دنبالم نیومد و به پام نیفتاد که راه ارتباطی براش بذارم😳 وقاحت و جسارت تا به کجا؟!

پ.ن: الان اون کسخل میاد کامنت خصوصی میذاره که خیلی خودشیفته‌ای، فک نکن خوشگلی 😏

+ تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ساعت 20:38 به قلم لیلی   |