کاش مثلا الان تو دهه ۴۰ شمسی بودیم و

من ی دختر تهرونی فرنگ رفته ی تحصیل کرده بودم

آقاجونمم ازون تاجرای به نام بودا،

خونمونم ازون خونه ها قدیمی با اون ارسی های دلبر و رنگی رنگی*_*

 این وسطم ی امیر حسام نامی کشته مرده من بود و

منم بعله در نهان با او رازها داشتم😌

حالا چرا اسمش امیر حسامه نمیدونم:))))شایدم امیر خسرو.آره امیر خسرو بهتره.مردونه تره.

 

خلاصه آره دیگه بقیش باشه بعدا.خوابم میاد

+ تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ساعت 3:57 به قلم لیلی   |