من ی دختر تهرونی فرنگ رفته ی تحصیل کرده بودم
آقاجونمم ازون تاجرای به نام بودا،
خونمونم ازون خونه ها قدیمی با اون ارسی های دلبر و رنگی رنگی*_*
این وسطم ی امیر حسام نامی کشته مرده من بود و
منم بعله در نهان با او رازها داشتم😌
حالا چرا اسمش امیر حسامه نمیدونم:))))شایدم امیر خسرو.آره امیر خسرو بهتره.مردونه تره.
خلاصه آره دیگه بقیش باشه بعدا.خوابم میاد