امروز شین تو خلال صبحتامون بهم کفت من فقط با توئه که به اصطلاح سر و سری داشتم و تو تنها کسی هستی که ... پریدم وسط حرفش: داشتییییی؟
اصلاح کرد و گفت : یا حتی دارم.
اما همین اصلاحیهش(کاری که قبلا نمیکرد) باعث شد بفهمم یه اتفاقی افتاده این وسط، که واقعا نباید دیگه محل سگ به این بشر بدم، و تموم شده بدونم قضیه رو.
فک کن طرف پیش خودش هر موقع عشقش کشیده بهم نزدیک شده،
بعد حالا به صلاح دید خودش فاصله گرفته و طوری رفتار میکنه که انگار نه انگار!
اون وقت من چیکار کردم؟! عین احمقا، عین یه خمیر بازی نشستم به گوشه تا هر موقع دلش خواست بیاد و باهام بازی کنه، هر موقع هم خسته شد بره. همینقدر بیاراده.
آه لیلی، لیلی، لیلییییی
چرا اینکارا رو با خودت کردی؟ کی عقل میاد تو کلهت؟