امروز شین تو خلال صبحتامون بهم کفت من فقط با توئه که به اصطلاح سر و سری داشتم و تو تنها کسی هستی که ... پریدم وسط حرفش: داشتییییی؟

اصلاح کرد و گفت : یا حتی دارم.

اما همین اصلاحیه‌ش(کاری که قبلا نمی‌کرد) باعث شد بفهمم یه اتفاقی افتاده این وسط، که واقعا نباید دیگه محل سگ به این بشر بدم، و تموم شده بدونم قضیه رو.

فک کن طرف پیش خودش هر موقع عشقش کشیده بهم نزدیک شده،

بعد حالا به صلاح دید خودش فاصله گرفته و طوری رفتار میکنه که انگار نه انگار!

اون وقت من چیکار کردم؟! عین احمقا، عین یه خمیر بازی نشستم به گوشه تا هر موقع دلش خواست بیاد و باهام بازی کنه، هر موقع هم خسته شد بره. همین‌قدر بی‌اراده.

آه لیلی، لیلی، لی‌لییییی

چرا اینکارا رو با خودت کردی؟ کی عقل میاد تو کله‌ت؟

+ تاريخ یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۵ساعت 1:40 به قلم لیلی   |