امروز حقوق و دادن و من دیوونه وار شروع کردم به پرداخت قسط و قبض و وسایل ضروری،
هیچی نشده ۱۰ تومن خرج کردم.
تصمیم دارم این ماه رو هوشیارانه خرج کنم 👀
اما امشب و به خودم یه غذای مشتی هدیه کردم و دلی از عزا درآوردم، چسبید واقعا.
دیگه اینکه دلم برا کتاب خوندن و رها شدن و گم شدن میون کلمات تنگ شده، مشکل اینه وقتم محدوده و اوقات فراغتمم به خواب میگذره چون خستهم.
پ.ن بیربط: شین برگشت بهم گفت آدم میتونه یه ساعت تمام بهت خیره شه.
چقد این مردا لب و دهنن خداوندگارااااا.