امروز حقوق و دادن و من دیوونه وار شروع کردم به پرداخت قسط و قبض و وسایل ضروری،

هیچی نشده ۱۰ تومن خرج کردم.

تصمیم دارم این ماه رو هوشیارانه خرج کنم 👀

اما امشب و به خودم یه غذای مشتی هدیه کردم و دلی از عزا درآوردم، چسبید واقعا.

دیگه اینکه دلم برا کتاب خوندن و رها شدن و گم شدن میون کلمات تنگ شده، مشکل اینه وقتم محدوده و اوقات فراغتمم به خواب میگذره چون خسته‌م.

پ.ن بی‌ربط: شین برگشت بهم گفت آدم میتونه یه ساعت تمام بهت خیره شه.

چقد این مردا لب و دهنن خداوندگارااااا.

+ تاريخ سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵ساعت 23:37 به قلم لیلی   |