تو آخر وقت کاری وقتی کنار هم داشتیم از بیمارستان میرفتیم بیرون گفت فلانی (از کارکنان) برگشته گفته « همین دخترو بگیر، خیلی خوشگله.»

و آروم تر ادامه داد : «نمیدونه آخر سر میگیرمت» یه همچین چیزی.

البته که بنده به روی خودم نیاوردم و با خنده گذشتم،

اما بعدش گفت: همه در عجبن چرا تورو نمیگیرم.

منم گفتم: بله دیگه مایه‌ی تعجبه من با این همه جمالات و کمالات :))))))

واقعا دقت کردم اکثر مواقع دارم پرت و پلا میگم 😭

لال شم خب کاش.

پ.ن: اصلیه اونیه که اکثرا تلاش داری در موردش ننویسی 😬

+ تاريخ چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵ساعت 1:47 به قلم لیلی   |