بازم برگشته بهم میگه « نه، خدایی زن من میشی؟»

و من یه لحظه شک ورم میداره که نکنه این واقعنی میخواد اقدام کنه؟؟

شک به این خاطره که طبق صحبتایی که راجع بهش میشه سابقه‌ی خوبی با خانم ها نداره و به جورایی دن ژوان محسوب میشه (با ارفاق البته🤣)

و انگار همه رو داره میبره لب چشمه و تشنه برمیگردونه.

البته که من تموم این ها رو میدونم و بارها هم به روش آوردم که از شیطنتاش باخبرم، فک میکنی چی گفته باشه در جواب؟ «از تمامی زن های زندگیم، جذاب تر و زیباتری» که خب بنظرم اینم اظهر من الشمسه با توجه به دور و وریاش🙂‍↔️

دلیل اینکه یه درصد این آدم درگیر من شده اینه که میدونه من از لحاظایی که خودش امروزم اشاره کرد بهش فرق دارم و این تو کتش نمیره.

پ.ن: میل دیوانه‌واری امروز باعث شد کاملا ناگهانی خم شم سمتش، صورتش رو تو دستم بگیرم و لباشو ببوسم. طولانی. و بعد اونو با لبخند رو لبش تو اتاق تنها ول کنم و در برم. یه عوضی به تمام معنام، میدونم.

+ تاريخ چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵ساعت 22:39 به قلم لیلی   |